2 سال و 3 ماه
6 دی 91 شاهزاده شیرین زبان من. 27 ماهه شدی و من مسحور شیرین زبانی و البته کارهای شیرینت. چقدر مهربان چقدر مودب و چه باهوش. گاهی اوقات برای اینکه غذایت را بخوری تهدیدت میکنم که اگر نخوری من غذاتو میخورما! و شما مهربانانه میگی: باشه! بفرما بخور بفرما. تو خیابون به هر عابر بانکی که میرسی میگی: مامان این عابر بانکه؟ مامان: بله. و بعد در حالی که راهتو به سمت همشون کج میکنی... مهسا: مامان بریم پول بگیریم؟ تو خیابون هر گربه ای که میبینی کلی باهاش با صدای کشدارحرف میزنی: پیشی سلام خوبی. بیا بغلم پیشی بیا بغلت کنم. چند روز پیش بردمت بیرون هوا داشت تاریک میشد و من هم داشتم ماه تو آسمون رو بهت نشون مید...







